تبلیغات
ســـــلطان دلـــــــــــــــــــم ♥ - شرحی نمی خواهد...


ســـــلطان دلـــــــــــــــــــم ♥

در کتاب کیمیای سعادت ( زندگی نامه شیخ رجبعلی خیاط ) آمده است که روزی مردی پیش شیخ رجبعلی خیاط که عارفی روشن ضمیر و حقیقت بین بود آمد و با غصه و نگرانی عرض کرد جناب شیخ فرزندم دل دردی عجیب گرفته که پیش هر پزشکی میبرم علت و دوا را تشخیص نمیدهد و فرزندم دارد از دست میرود ، شیخ نگاهی به او کرد و گفت شغلت چیست ، آنمرد گفت قصاب هستم ، شیخ ضمیر اعمال او را فهمید و به آن مرد گفت روزی گوساله ای را پیش چشم مادرش سر بریدی ، قصاب گفت بله درست است ، شیخ گفت آن گاو تو را نفرین کرد که خدایا همانگونه که این مرد بچه ام را جلوی چشمم کشت تو هم فرزندش را جلوی چشمش بکش و این اثر نفرین آن گاو است و فرزندت جلوی چشمت خواهد مرد و کاری نمیتوانی برای او بکنی
 
در نظامی که ظلم به یک گاو و نفرین او اثرش را در زندگی آدم خودخواه مغرور میگذارد چگونه است که به صغیر و کبیر و انسان و حیوان ظلم میکنیم و انتظار داریم چرخ زندگیمان بخوبی بچرخد







زدن گربه برای تفریح و خنده




کندن پوست گربه بصورت زنده زنده




دار زدن سگ توسط پیمانکار شهرداری تبریز



بار بیش از توان یک حیوان زبان بسته گرفتار انسان


نوشته شده در سه شنبه 1393/01/19 ساعت 15:04 توسط حسین رضا نظرات | |

قالب : پیچك